
ایران تو مادری و خلیج فارس چون کودکی نشسته به دامانت
مهر هزاره ها که بر آن نقش است باشد گواه روشن و عنوانت
این نام کنده شد ز هزاران سال بر رویه ی کتیبه ی ایوانت
دریای پارس ورا خواند تاریخ از عهد داریوش جهان بانت
امواج پر خروش خلیج فارس هستند جاودانه ثناخوانت
هر موج پای کوبد و دست افشان شکر آورد به درگه یزدانت
تنب بزرگ و کوچک و بوموسا هستند پاره های تن و جانت
نام خلیج فارس سزای توست تاریخ پیر شاهد برهانت
ای کشور فروغ اهورایی بادا خدا همیشه نگهبانت
ای دل آهنگ نبردم آرزوست صحنه ی دیدار مرگم آرزوست
صحنه ی پیکار با اهریمنان دوره ی پایان دردم آرزوست
جنگ بهر عزت و آزادگی سرخی سیمای زردم آرزوست
جنگ بهر انتقام از دشمنان خفتن اندر خاکم آرزوست
خفتن اندر خاک،گرد آب و گل خفتن اندرخون گرمم آرزوست
تا به کی افتادگی و بندگی مرگ خوش فرجامم ، ایندم آرزوست
تا به کی دور از عزیزان و کسان زین سپس دیدار یارم آرزوست
من ز کف قفقاز و افغان داده ام کی نمایم صلح؟جنگم آرزوست
وارهاندن ملک بحرین و بلوچ از کف بیگانگانم آرزوست
بر سراسر سرزمین این فلات یک درفش کاویانم آرزوست

ببينيد كار ما به كجا كشيده كه بچه هاي ما بيشتر از اينكه آرش كمانگير رو بشناسند جومونگ رو مي شناسند!!! البته همه اينها از صدقه سري رسانه به اصطلاح مليه كه هر قسمت جومونگ رو چندبارپخش ميكرد و براي سفر جومونگ به ايران هم سنگ تموم گذاشت ولي از بردن نام امثال كوروش بزرگ و داريوش بزرگ و اسطوره هايي مانند كاوه و آرش كمانگير وحشت داره
باور كنيد چند مدت پيش كه سونگ ايل گوك (جومونگ) به ايران اومده بود و استقبال مردم رو ديدم يه لحظه فكر كردم طرف رئيس جمهوره ، از قيافش كه معلوم بود توي دلش ميگه بابا اين ايرانيها هم عجب نديدبديدهايي بودند و ما خبر نداشتيم! اما اي كاش مسئله به همين جا ختم مي شد ولي وفتي شنيدم جناب سونگ در كمال پررويي افسانه آبكي جومونگ را كه خيلي از قسمتهاش از افسانه هاي ما كپي برداري شده رو با افسانه های ایرانی مقایسه می کرد. مي خواستم گريه كنم! به خاطر خدا ایران را دریابید که کره ای ها هم دارند تاریخ مجهول و افسانه های بیخود خودشان را با افسانه ها و حتي هخامنشیان که مورد تحسین همه دنیاست مقایسه می کنن. اگه حتي خون هم گريه كنيم رواست كه صدتا خبرنگار بروند تا با یک هنرپیشه مزخرف كره اي مصاحبه کنند و راجع به قرمز و آبی بپرسند!!! واقعا تاسف باره كه ما با داشتن تاريخ چند هزار ساله و افسانه هاي تاريخي بسيار زياد نظير افسانه هاي شاهنامه فردوسي چنين استقبال باشكوهي از يك سريال معمولي كره اي ميكنيم. من نمي فهمم چرا هميشه مرغ همسايه براي ما غازه؟!!! شايد خيلي ها بپرسند جومونگ كه تموم شد پس چرا اينقدر جوش ميزني ؟ بله درسته دوستان ولي از حالا به بعد بايد منتظر اسطوره سازي هاي جديد كره اي ها و بازهم استقبال كوركورانه مردم باشيم.
رشتیه به زنش میگه عزیزم خوشحالم که مادر شدی . زنش میگه انشاا… یه روزیم تو
پدر میشی.
![]()
![]()
![]()
آیا فکر می کنید بی عرضه هستید؟
آیا فکر می کنید به درد هیچ کاری نمی خورید؟؟
آیا فکر می کنید بی مصرف هستید؟؟به خدا درست فکر می کنید
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
♣♣ تركه ميره خواستگاري، دختره سبيل داشته، بهش ميگه: چرا سبيل داري؟ دختره ميزنه زير گريه، تركه ميخواد دلداري بده ميگه: مرد كه گريه نميكنه!!!
![]()
به ترکه ميگن شما پسرت رو بيشتر دوست داری يا چلو کباب رو؟ ترکه ميگه : بابا تو رو به خدا ما رو سر دو راهی قرار ندين !!!!
![]()
لره آزمایش ادرارش گم میشه میگه بله دیگه مملکت بخور بخوره!
*
از ترکه می پرسن پرچم دزدان دریایی چه معنی داره ؟ می گه : خوردن کله پاچه تو دریا ممنوع
![]()
یکی میگن : عرق خوری رو از کجا شروع کردی :
میگه : از زیر بغل دوست دخترم ...!
![]()
حمام وکیل در دوره زندیه توسط کریم خان زند ساخته شد. این حمام در مرکز شهر شیراز و نزدیک دیگر بناهای دوره زندیه همچون بازار وکیل و مسجد وکیل قراردارد. از قسمتهای جالب توجه این حمام قسمتی بنام شاه نشین است که مخصوص استفاده شاه بودهاست. این بنا در غرب مسجد وکیل ساخته شدهاست. این حمام بزرگ از پیشرفته ترین اصول معماری زمان خود برخوردار بودهاست. برای مثال، ورودی حمام کوچک است و با شیبی ملایم به هشتی ورودی که پایین تر از سطح زمین قرار دارد میرسد. ورودی به رختکن، زاویه دار ساخته شده و همه این ملاحظات برای این بودهاست که از ورود سرما به داخل و از خروج گرما به خارج از حمام جلوگیری شود. سربینه حمام یک هشت ضلعی منظم است که هشت ستون یک پارچه سنگی در وسط سقفی گنبدی قرار گرفتهاند. گرم خانه با سنگ فرش پوشیده شدهاست اما جالب توجه این که در زیر این سنگ فرش دالانهای کم عرض و باریکی ساخته شده که هوای گرم و بخار آب در آن جریان مییافتهاست تا کف حمام زودتر گرم شود. در جنوب گرم خانه، خزینه قرار دارد که دو دیگ بزرگ برای گرم کردن آب داشتهاست. در دو طرف محوطه گرم خانه دو شاه نشین و در دو طرف خزینه دو حاکم نشین ساخته شدهاست. در وسط هر حاکم نشین نیز حوضی از سنگ مرمر دیده میشود. در زیر گنبد نقوش آهک بری زیبایی است که داستانهای آنها از مذهب، سنت، علائق و رویاهای مردم این دیار سرچشمه میگیرد. .


اينها را نوشتم که يادتون بياد. و اما اگه حافظه قويي داشته باشيد يادتون مي ياد که توي اين سريال مدتي به طور پيوسته از فسا ياد مي شد و آن را از جاهاي مهم عهد برره قلمداد مي نمودند و حتي با ايتاليا مقايسه مي شد.دليل اين امر اين بود که دست اندر کاران سريال گوشه چشمي و محبتي به فسا داشتند و بدينوسيله آن را در سطح خيلي وسيع مطرح مي نمودند.هيچگاه هم از گفتار آنان نمي شد اهانتي را نسبت به فسا و فسا ئيان استنباط نمود.اکثر افرادي هم که من مي ديدم ويا نظرشان را مي شنيدم از اين امرراضي و خشنود بودند و حتي در محل، مردم عبارت"فسا برره"بکار مي بردند.خلاصه کلام ، در يک رسانه بزرگ که براي تبليغ چند ثانيه اي،انسان بايد به اندازه درآمدماهيانه يک کارمند عالي رتبه پول آگهي بدهد همينطوري و مفت و مجاني براي فسا تبليغ مي شد.بعد از مدتي آگاهان و دست اندر کاران اجتماعي خبر دادند که يکي از نيروهاي فسائي برون منطقه اي که به مناسبت شغلي خود در پاتخت(يعني پايتخت) حضور دارند طي نامه اي به صدا و سيما اعتراض کرده اند.
آگاهان اجتماعي و وبلاگي دو فرضيه براي اين اتفاق ناگوار مطرح کرده اند.
اول آن که ممکن است عده اي از همشهريان بزرگوار که با طنز ميانه اي ندارند(و حتي دلشان مي خواهد که سر به تن وبلاگهايي مانند وبلاگ من نباشد)به آن همشهري برون شهري فشار آورده اند که"اي واي برسيد.کيان فسا و فسايي در معرض خطر است"و آن بنده خدا هم که حتما آراء و نظرات مردم فسا را در خود متبلورمي پنداشتند به ناچار اقدام نموده اند.و اما فرضيه دوم که کمي بد بينانه است و ما قويا آن را در اين وبلاگ مورد شک و ترديد قرار مي دهيم آن است که امکان دارد آن همشهري برون شهري گرانمايه توسط همکاران خود ودر محل کار مورد دست اندازي قرار مي گرفتند.(يعني اين که بعضي همکاران نابخرد به خاطر ذکر نام فسا در آن سريال ايشان را دست مي انداختند.)گرچه صحت اين فرضيه شديدا مورد ترديد ما مي باشد ولي اگر به فرض محال چنين چيزي درست باشد،با وجود اين که ما از هويت اين همشهري هيچ اطلاعي نداريم وهيچ مسئوليتي را هم در اين مورد قبول نمي نماييم،در عين حال عمل غير اخلاقي آن همکاران بي کلاس ايشان را شديدا محکوم مي کنيم.
زياد سرتان را به درد نياورم،آن طوري که مطلعين مي گويند،نوشتن نامه همان و آجر شدن نان مردم فسا هم همان.
حالا من مادر مرده هرچه مي خواهم در اين محيط کوچک و محدود پارسي بلاگ(در مقايسه با تعداد وسيع مخاطبين صدا و سيما)زور الکي بزنم تا شايد شهرم را به ديگران معرفي نمايم.اين امر مصداق شعر طنزي است که حدود38 يا 39 سال پيش در روزنامه توفيق چاپ شده بود. من فقط دو بيت آن را به خاطر مي آورم.در آن موقع جاده شيراز فسا خاکي بود.شعر اين است:
راه عشق و عاشقي و جاده شيراز فسا
هر دو طولانيست اما اين کجا و آن کجا
من شوم دعوت به مسجد دم کلفتان در هتل
هر دو مهمانيست اما اين کجا و آن کجا
واما جونم براتون بگه حالا که در مورد فسا نوشتم بگذاريد يک کار تبليغاتي بدون کسب درآمد هم انجام بدم.
يکي از بازديد کنندگان وبلاگ که خيلي هم در صفحه نظرات بذل محبت کرده ند از نان فسايي اسم آورده و اظهار فرموده اند که نان فسايي را خيلي دوست دارند.بنابر اين بي مناسبت نيست که عکسي از نان فسايي را تقديم دوستان عزيز نمايم.خوب به عکس نگاه کنيد و حسابي تمرکز بگيريد.شايد در اين عصر تکنولوژي(ببخشيد،فن آوري)بتوانيد از طريق تماس از راه دور مزه آن را تجربه نماييد.

کهنترین سند دریانوردی ایرانیان، مهری است که در چغامیش خوزستان بدست آمده است. تاریخ تمدن ناحیه چغامیش به ششهزارسال پیش از میلاد میرسد. این مهر گلین، یک کشتی را با سرنشینانش نشان میدهد. در این کشتی یک سردار پیروز ایرانی، بازگشته از جنگ، نشسته، و اسیران زانوزده در جلوی او دیده میشوند. در این مهر یک گاو نر و یک پرچم هلالی شکل هم دیده میشوند. نقشهای برجسته پاسارگاد نمایانگر توانمندی دریایی ایرانیان و فرمانروایی ایشان بر هفتدریاست.
قطب نما
در مورد اختراع قطبنما روایتهای زیادی وجود دارد. تنی چند از دانشمندان آن را به چینیها و یا حتی ایتالیاییها نسبت میدهند. اما بیشتر دانشمندان همداستانند که قطبنما به وسیله ایرانیان ساخته شده است. قطبنمای ایرانی برخلاف قطبنمای چینی که 24 جهت داشت، دارای 32 جهت بودهاست. عدد 32 علاوه بر نشاندادن دقت بیشتر قطبنمای ایرانی، نمایانگر آشنایی ایرانیان با اعداد در مبنای 2 و دانش ریاضی پیشرفته آنان است،که خود بحث جداگانه و بسیار مفصلی را میطلبد. در افسانههای کهن ایرانی آمده است که اسفندیار رویین به هنگام حرکت برای نبرد با اژدها از پیکانی آهنین سود میجسته، که همواره جهت ثابتی را به او نشان میداده است. در دوران نخستین اسلامی، قبلهنما توسط ایرانیان به قطبنما افزوده شد تا همواره و در هر وضعیتی بتوان جهت درست قبله را پیدا نمود. ایرانیان از این اختراع استفاده کامل نموده و آن را به دیگر مسلمانان شناساندند. نامهای فارسی اجزای قطبنما در زبان عربی شاهد تاریخی مسلمی است که کاربرد قطبنما از طریق ایرانیان به دست دیگر ملتهای مسلمان رسیده است.
سکان
اختراع فرمان کشتی (سکان - سوکان) از سوی تمامی دانشمندان، بدون استثنا، به ایرانیان نسبت داده شده است. در روایتها وداستانهای ایرانی چنین آمده است که سندباد، ناخدا و دریانورد پرآوازه ایرانی اهل بندر سیراف، سکان را اختراع کرده است. نامهای نیز از معاویه، فرمانده نیروی دریایی مسلمانان در دریای مدیترانه، به خلیفه دوم بر جای مانده که در آن از مزایای این اختراع ایرانیان و برتری کشتیهای ایرانی دارای سکان به کشتیهای رومی سخن گفته است. در این نامه او از خلیفه درخواست نموده که کلیه امور دریانوردی، کشتیرانی و دریاپویی به ایرانیان واگذار شود. ترجمه متن این نامه در کتاب اسماعیل رایین، دریانوردی ایرانیان، آورده شده است.
ژرفایاب
برای تعیین ژرفنای آب در دریا، به ویژه مناطق ساحلی دریای پارس و دریای مکران، ایرانیان ابزاری اختراع نموده و به کار میبردند که شباهت زیادی به شاقول بنایی داشته است. هرچند که اختراع این سوند باستانی به سندباد ناخدای پرآوازه ایرانی نسبت داده شده است، اما اکتشافات اخیر کشتیهای غرق شده ایرانی در دریای اژه، که در یورش به یونان شرکت داشتهاند، نشان میدهد که از دوران هخامنشیان، ایرانیان این ابزار را شناخته و به کار میبردند.
مسافت یاب
دریانوردان ایرانی، از زمانهای باستان، ابزارهایی برای پیمودن مسافتهای دریایی به کار میبردهاند.یکی از این ابزارها ریسمانی بوده که به تدریج باز میشده، که پس از رسیدن به انتها، آن را میپیچیدند و دوباره استفاده میکردهاند.
رهنامهها
راهنامهها، نقشهها و نوشتههایی بودند که در آنها کلیه اطلاعات مربوط به دریانوردی ثبت و مستند شده بود. ایرانیان از روزگار باستان، مبتکر و صاحب رهنامههایی بودهاند و به کمک آنها دریانوردی و دریاپویی میکردهاند. رهنامههای ایرانیان، اطلاعات و آگاهیهایی در مورد بنادر و جزایر، گاهشناسی و جهت یابی، جریانهای دریایی، جریانهای هوایی، ابزارهای دریانوردی و ... را در بر داشتهاند. پس از اسلام، بسیاری از رهنامههای دوران ساسانی به عربی ترجمه شد و دریانوردان دوران اسلامی، بهره فراوانی از آنان برگرفتند.
پیل الکتریکی
در سال 1330 خورشیدی، باستان شناس آلمانی ویلهلم کونیک و همکارانش در نزدیکی تیسفون ابزارهایی از دوران اشکانیان را یافتند. پس از بررسی معلوم شد که این ابزارها پیلهای الکتریکی هستند که به دست ایرانیان در دوران اشکانیان ساخته شده و به کار برده میشدهاند. او این پیلهای تیسفون را باتری بغداد (Baghdad Battery) نامید. جهت آگاهی بیشتر از این پیل الکتریکی میتوانید به سایتهای با موضوع Baghdad Battery در اینترنت مراجعه نمایید. اکتشاف این اختراع ایرانیان به اندازهای تعجب و شگفتی جهانیان را بر انگیخت که حتی برخی از دانشمندان اروپایی و امریکایی این اختراع ایرانیان را به موجودات فضایی و ساکنان فراهوشمند سیارات دیگر که با بشقابهای پرنده و کشتیهای فضایی به زمین آمده بودند، نسبت دادند، و آن را فراتر از دانش اندیشمندان و پژوهشگران ایرانی دانستند. برای ایشان پذیرفتنی نبود که ایرانیان 1500 سال پیش از گالوای ایتالیایی (1786 میلادی) پیل الکتریکی را اختراع نموده باشند. (برای آگاهی بیشتر میتوانید به کتاب ارابه خدایان نوشته اریکفندنیکن مراجعه کنید). ایرانیان از این پیلهای الکتریکی جریان برق تولید میکردند و از آن برای آبکاری اشیا زینتی سود میجستند. اما در پهنه دریانوردی ایرانیان از این اختراع جهت آبکاری ابزارهای آهنی در کشتی و جلوگیری از زنگ زدن و تخریب آنها استفاده میکردند.
کشتیسازی
فرهنگ فنی و مهندسی ایرانیان از دیدگاه دریانوردی و کشتیسازی بسیار غنی و پربار است. آبهای دریای پارس، دریای عمان، و اقیانوس هند، همچنین رودخانههای جنوب غربی ایران، از دیرباز پهنه دریانوردی و دریاپویی ایرانیان بوده است. در شاهنامه فردوسی، چندین بار، از کشتیسازی و کشتیرانی ایرانیان، سخن رانده شده است. قدمت و پیشینه این رشته از دانش و فن مهندسی ایرانیان را از سرودههای فردوسی میتوان دریافت. فردوسی از جمشید، پادشاه پیشدادی، به عنوان نخستین انسانی که هنر غواصی و صنعت کشتیسازی و دریانوردی را به دیگران آموخت، نام برده است. میتوان دریافت که دانشمندان ایرانی در دوره تابندگی نژاد آریا که در شاهنامه فردوسی به نام دوره پادشاهی جمشید نام برده شده است، موفق به اختراع کشتی و فنون دریانوردی و دریاپویی شدهاند. گذرکرد زان پس به کشتی بر آب ز کشور به کشور برآمد شتاب
کشتیرانی در آبهای ایران از دیرباز انجام میشده و با توجه به این سنت دریانوردی، نیاز به کشتیسازی و سودجستن از ابزارهای دریانوردی در ایران وجود داشته است. نخستین کشتیهایی که در رودخانههای میانرودان آمدوشد میکردند، به شکلهای گوناگون ساخته میشدند و ابزار حرکت دادن آنها پارو بوده است. نبردناوهای ایرانی در زمان هخامنشیان، بزرگترین کشتیهای جنگی زمان خود بودند که سه ردیف پارو زن و بادبان داشتند و با سرعت 80 میل دریایی در روز حرکت میکردند. هر نبردناو شامل 200 جنگجو بود که 30 نفر از آنها سربازان زبده پارسی، تکاور، بودهاند. نیروی دریایی ایران در زمان ساسانیان نیز، قدرت مطلق در دریای پارس و اقیانوس هند بوده که زیر بنای فرهنگ دریانوردی و دریاپویی مسلمانان را تشکیل داد.
ادامه مطلب

نقشه ایران باستان
دودمانهای دوره پیش از اسلام
- ایلامیان (بیش از ۳۲۰۰ سال پ. م. - ۵۳۹ پ.م.)
- ماد (آغاز قرن هشتم پ. م. - ۵۵۰ پ. م.) «نخستین پادشاهی آریاییها در ایران» ؛ بنیانگذار دیاکو ؛ پادشاه نامدار هووخشتره
- هخامنشیان (۵۵۹ پ. م. - ۳۳۰ پ. م.) بنیانگذار کورش بزرگ ؛ پادشاهان نامدار داریوش یکم و خشایارشا
- سلوکیان (۳۳۰ پ. م. - ۱۲۹ پ. م.) بنیانگذار سلوکوس یکم
- اشکانیان (۲۵۶ پ. م. - ۲۲۴ م.) «استقلال ایران از سلوکیان» ؛ بنیانگذار اشک یکم ؛ شهریاران بزرگ مهرداد یکم و ارد یکم
- ساسانیان (۲۲۴ م. - ۶۵۲ م.) بنیانگذار اردشیر بابکان ؛ شهریاران بزرگ شاپور یکم، شاپور دوم و انوشیروان
- طاهریان (۲۰۶ - ۲۵۹ ه. ق.) بنیانگذار طاهر بن حسین ذوالیمینین
- صفاریان (۲۶۱ - ۲۸۷ ه. ق.) بنیانگذار یعقوب بن لیث صفاری
- سامانیان (۲۶۱ - ۳۸۹ ه. ق.) بنیانگذار اسماعیل سامانی
- زیاریان (۳۱۵ - ۴۶۲ ه.ق.) بنیانگذار مرداویج پسر زیار ؛ شهریار نامدار قابوس بن وشمگیر
- بوییان (۳۲۰ - ۴۴۰ ه.ق.) بنیانگذار عمادالدوله علی ؛ شهریار بزرگ عضدالدوله
- غزنویان (۳۸۸ - ۵۵۵ ه.ق.) بنیانگذار سلطان محمود غزنوی
- سلجوقیان (۴۲۹ - ۵۱۱ ه.ق.) بنیانگذار طغرل بیک ؛ شهریاران بزرگ ملکشاه و سلطان سنجر
- خوارزمشاهیان (۴۷۰ - ۶۱۷ ه.ق.) بنیانگذار انوشتکین غرجه ؛ شهریار نامدار سلطان محمد
- ایلخانان مغول (۶۵۴ - ۷۳۶ ه.ق.) بنیانگذار هلاکو خان
- تیموریان (۷۷۱ - ۹۰۳ ه.ق.) بنیانگذار تیمور گورکانی
- صفویان (۹۰۶ - ۱۱۳۵ ه.ق.) بنیانگذار شاه اسماعیل یکم ؛ شهریار بزرگ شاه عباس یکم
- افشاریان (۱۱۴۸ - ۱۲۱۰ ه.ق.) بنیانگذار نادرشاه
- زندیان (۱۱۶۳ - ۱۲۰۹ ه.ق.) بنیانگذار کریمخان زند
- قاجار (۱۲۰۹ - ۱۳۴۵ ه.ق.) بنیانگذار آقامحمدخان ؛ شهریار نامی ناصرالدین شاه
- پهلوی (۱۳۴۵ ه.ق./ ۱۳۰۴ ه.خ. - ۱۳۵۷ ه.خ.) بنیانگذار رضا شاه
- نظام جمهوری اسلامی (۱۳۵۷ ه.خ. - تاکنون) بنیانگذار ایت الله خمینی
روابط خارجی
خرمشهر در هنگام جنگ
ایران یکی از ۱۹۲ کشور عضو سازمان ملل متحد است. همچنین در سازمان کشورهای صادر کنندهٔ نفت (اوپک)، سازمان کنفرانس اسلامی، جنبش عدم تعهد، سازمان اکو، و پیمان NPT نیز عضویت دارد.
روابط خارجی ایران در دورهٔ جمهوری اسلامی با تنشهای فراوانی روبرو بودهاست.
از جمله چالشهای ایران پس از انقلاب میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- ماجرای یورش به سفارت آمریکا و به گروگان گرفتن دیپلماتهای آمریکایی
- جنگ تحمیلی ۸ ساله با عراق که با یورش کشور عراق به وقوع پیوست (حدود ۵۰۰ هزار کشته، یک میلیون زخمی و هزار میلیارد دلار خسارت برای ایران)(بیشتر بخوانید)
- تحریمهای بلندمدت اقتصادی و فناورانه
گردشگری
بر پایهٔ گزارش سازمان جهانی جهانگردی، ایران رتبه دهم جاذبههای باستانی و تاریخی و رتبه پنجم جاذبههای طبیعی را در جهان دارا است، ولی با این وجود تاکنون چندان در جذب گردشگران خارجی موفق نبودهاست.
هنر و فرهنگ
فرهنگ ایرانی ریشه در تاریخ دارد. برای شناخت فرهنگ ایران باید به کشورهای مستقلی که در پیرامون ایران هستند نیز نگریست. افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، پاکستان، ترکمنستان، جمهوری آذربایجان و حتی ارمنستان و گرجستان و همچنین کردهای عراق و ترکیه همگی کم یا زیاد گوشهای از فرهنگ ایران را به ارث بردهاند. حتی سرود ملی پاکستان به زبان پارسی است.
در مجموع میتوان عناصر فرهنگ ایرانی را که فراتر از مرزهای ایران است را به اختصار چنین برشمرد: ۱- زبان پارسی که مهمترین شاخصه فرهنگ ایرانی است. ۲- اعیاد ملی از جمله نوروز ۳- شخصیتهای اسطورهای از جمله رستم ۴- اساطیر تمثیلی همچون دیو، سیمرغ و... ۵- علم و هنر ۶- معماری ایرانی ۷- دین اسلام و بخصوص مذهب تشیع
موسیقی کلاسیک ایرانی به گونههای گوناگون بازشناخته میشود: موسیقی اصیل، موسیقی ردیف یا به گونهای ساده موسیقی دستگاهی. این موسیقی هم به گونه تکنوازی و هم به گونه گروهی که دربرگیرنده خواننده، نوازنده و تنبکنواز است، نواخته میشود. موسیقی ایرانی هنگامی که به گونه تکنوازی نواخته میشود، مونوفونیک است، هرچند در تکنوازی نیز آکوردها برای آرایهبندی به کار میروند و در برخی فرمها شاید در سراسر یک آهنگ نُت پدال نواخته شود. موسیقی که به گونه گروهی نواخته میشود، هته روفونیک است و آهنگی که خواننده آماده میکند، نوازنده به آسانی آن را بازتاب میدهد و کم و بیش آن را دگرگون میسازد. موسیقی کلاسیک ایرانی بداههگونهاست. این گفته میرساند که خنیاگر در یک دم هم نوازندهاست و هم آهنگساز.
با دیده بهنگر تئوریسینهای این دوران، موسیقی ایرانی بر دوازده سیستم است که دستگاه و آواز نام دارند. هفت دستگاه موسیقی ایرانی، شور، همایون، نوا، سهگاه، چهارگاه، راست پنجگاه و ماهور و پنج آواز آن ابوعطا، بیات ترک، افشاری، دشتی و اصفهان میباشند.
سازهایی که در موسیقی ایرانی به کار گرفته میشوند دارای پیشینه درازی هستند و مانند سازهای کهن اروپایی بسیار پرارزش هستند. این سازها هم از دید تاریخی و هم از نگر پیشینهشان کنکاش میشوند. هرچند برخی از سازهای اروپایی جانشین سازهای بومی شدهاند، لیکن از این سازها تا هنگامی که موسیقی ایرانی زندگی میکند سود جسته میشود.

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان امد وقت است که باز آیی




